السيد جعفر السجادي

99

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

واجب الوجود ، ازلا و ابدا بر آن‌ها نازل مىگردد و لحظه‌اى در وجود ، متأخر از ذات واجب الوجود و عارى از فيض وجود نخواهند بود ) ولى در عين حال از ناحيهء ذات به اعتبار نفس ذات و ماهيت با قطع نظر از استناد به جاعل تام ، متصف به امكان ذاتى مىباشند لكن عدم اعتبار شىء موجب و مستلزم اعتبار عدم شىء نيست ( و بنابراين عدم ملاحظهء استناد به جاعل ، مستلزم ملاحظهء عدم استناد به جاعل نيست ) . پس مبدعات متصفند به امكان ذاتى ولى نه در جميع مراتب نفس الامر بلكه در مرتبه‌اى از مراتب نفس الامر ( يعنى فقط در مرتبهء ذات عارى از ملاحظهء استناد به جاعل ) ، و هيچ محذور و اشكالى در اين امر نيست زيرا امكان ، مفهومى است عدمى يعنى عدم ضرورت وجود و عدم ضرورت وجود ، در مرتبه‌اى از مراتب نفس الامر ( يعنى مرتبهء ذات ) موجب عدم ضرورت وجود در ساير مراتب نفس الامر نخواهد بود . پس مبدعات در واقع و نفس الامر ضرورى الوجودند هر چند در بعضى از اعتبارات و مرتبه‌اى از مراتب نفس الامر ، ممكن الوجود و متصف به امكانند ( و دليل بر صحت اين مطلب اين است كه سلب طبيعت به سلب جميع افراد او است . پس سلب طبيعت ضرورت وجود از مبدعات ، موقوف بر اين است كه اين طبيعت يعنى طبيعت ضرورت وجود از كليهء مراتب نفس الامر سلب گردد ، در حالتى كه چنين نيست . زيرا مبدعات در نفس الامر متصف به ضرورت وجودند و سلب ضرورت وجود از مرتبه‌اى از مراتب نفس الامر مستلزم سلب ضرورت وجود از ساير مراتب نفس الامر نيست . همچنان‌كه سلب حركت از زيد در خانهء او مستلزم سلب حركت از زيد در جميع اماكن و اوقات نيست . پس سلب ضرورت وجود از مبدعات به طور كلى هنگامى جايز بود كه در جميع مراتب نفس الامر متصف به سلب ضرورت وجود باشند . در حالتى كه در بعضى از مراتب نفس الامر يعنى در واقع ، متصف به ضرورت وجوداند ) و نسبت امكان ذاتى به وجوب ( يعنى وجوب وجود حاصل از ناحيهء فاعل ) ، نسبت نقص است به كمال و از امكان ذاتى با وجوب ( حاصل از ناحيهء جاعل ) جمع خواهد شد ( زيرا هر ممكن الوجودى در حين موجود بودن ، از نظر ذات ، متصف به امكان است . امكان اخس - در زير عنوان قاعدهء امكان اشرف بيان خواهد شد كه يكى از قواعدى كه در فلسفهء اشراق به منظور اثبات وجود متوسطات و مفارقات و بالأخره موجودات متوسطه ديده مىشود قاعدهء امكان اشرف است بيان قاعده آن‌كه اگر موجودات اخس كه ممكنات اخس باشند ممكن باشند موجودات اشرف هم ممكن خواهند بود و اگر موجودات اخس موجود باشند ممكنات اشرف هم بايد موجود باشند زيرا از اشرف بلا واسطه اخس صادر نمىشود يعنى از مبدأ اول كه نور الانوار است يكباره ظلمت صادر نمىشود و بايد وسايط نوريه‌اى در كار باشد و بالحس و الوجدان مىدانيم كه ممكنات اخس موجودند پس ممكنات اشرف هم موجودند و وجود آن‌ها قبل از موجودات اخس بايد باشد . عكس اين قاعده كه امكان اخس باشد به طورى كه صدرا در چند مورد تصريح كرده است از ابتكارات او است . او گويد : همان‌طور كه از راه قاعدهء امكان اشرف وجود موجودات